پایداری صنعت هوافضا در سال 2026

دسته: مقالات منتشر شده در 07 اسفند 1404
نوشته شده توسط Admin بازدید: 4

پایداری صنعت هوافضا در سال 2026: تحولات فعلی و آینده

درطول ۵۰ سال آینده، آینده صنعت هوافضا به دستیابی به دو هدف حیاتی وابسته است. اول، این صنعت درنظر دارد با تکیه بر قطعات سفارشی ساخته شده از پلاستیک‌های مهندسی و کامپوزیت‌های پلیمری تا سال ۲۰۵۰ به انتشار کربن خالص صفر دست یابد؛ هدفی که نشان دهنده تعهد روزافزون آن به مسئولیت زیست‌ محیطی است. این تلاش زیست‌ محیطی یکی از محرک‌های کلیدی شکل ‌دهنده استراتژی بلند مدت این بخش است. با این حال، تضمین تاب ‌آوری اقتصادی و ساختاری صنعت در مواجهه با چالش‌های عملیاتی مداوم نیز به همان اندازه مهم است. این چالش‌ها شامل زنجیره تأمین جهانی شکننده، ریسک‌های مالی بالای مرتبط با توسعه فناوری‌های نسل بعدی و کمبود قابل توجه نیروی کار ماهر می‌شود. بسیاری از مطالعات دانشگاهی به نیاز به یک رویکرد هماهنگ برای این اهداف اشاره دارند. به عبارت دیگر، ضرورت زیست‌ محیطی باید به عنوان یک کاتالیزور برای رفع موانع عملیاتی عمل کند، نه یک اولویت رقیب. همسو کردن هر دو هدف می‌تواند پایدارترین مسیر پیش رو برای صنعت هوافضا باشد.

 

پایداری فعلی در حوزه هوافضا

وضعیت فعلی صنعت هوافضا، تصویری مختلط از تقاضای بالای بازار و مشکلات عملیاتی داخلی را ارائه می‌دهد. هدف آرمانی جهانی بلند مدت (LTAG) سازمان بین ‌المللی هوانوردی غیرنظامی (ICAO) دستیابی به انتشار کربن خالص صفر تا سال ۲۰۵۰ است که به عنوان استراتژی اصلی زیست‌ محیطی این صنعت محسوب می‌شود. در سومین کنفرانس ایکائو درمورد هوانوردی و سوخت‌های جایگزین، توافق شده است که این صنعت تا پایان سال ۲۰۳۰ ازطریق استفاده از سوخت پایدار هوانوردی (SAF) به کاهش حداقل ۵ درصدی انتشار کربن دست یابد که آن را به یک هدف مهم پایداری برای آینده نزدیک تبدیل می‌کند. تحقیقات زیادی به سوخت پایدار هوانوردی، در کنار استفاده از قطعات پلاستیکی و پلیمری، به عنوان راه حل پیشرو با هدف کاهش انتشار کربن در صنعت هوافضا اشاره دارند. با این حال، علیرغم پتانسیل آن، پذیرش فعلی آن محدود است زیرا کمتر از 1 درصد از مصرف سوخت جت جهانی را تشکیل می‌دهد.

طبق تحقیقات منتشر شده در مجله مهندسی هوافضا و بسیاری از مقالات کنفرانس AIAA، تورهای مسافربری تا سال 2050 سه برابر افزایش خواهد یافت. این موضوع چالش قابل توجهی را برای تلاش‌های فعلی صنعت هوافضا در زمینه پایداری ایجاد می‌کند که عمدتا بر عملیات پرواز بهینه و هواپیماهای با مصرف سوخت بهینه‌تر تمرکز دارند. اگرچه این اقدامات مفید هستند اما خطر پیشی گرفتن از افزایش مداوم تقاضای جهانی سفرهای هوایی را به همراه دارند. در نتیجه، این صنعت با یک هدف متغیر روبرو است؛ و آن اینکه هر راه‌ حلی باید انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش داده و با رشد غیرخطی ترافیک هوایی همگام باشد تا پایدار بماند. کل اکوسیستم هوافضا از نظر مالی به دلیل شکاف بین سفارشات و نرخ تحویل آنها تهدید می‌شود. این پدیده در صنعت مدیریت هوافضا به عنوان پارادوکس عقب ‌ماندگی شناخته می‌شود که در آن زنجیره تأمین ضعیف و کمبود نیروی کار موجب می‌شود نرخ تحویل بسیار پایین بماند و از این رو، سفارشات قبلی به تولیدکنندگان تجهیزات اصلی همچنان باز می‌ماند درحالی که سفارشات جدید همچنان درحال دریافت هستند.

 

این عدم تعادل بین عرضه کم و تقاضای بالا، حس گمراه‌ کننده‌ای از ثبات ایجاد می‌کند. روی کاغذ، به نظر می‌رسد شرکت‌هایی مانند بوئینگ و ایرباس با سفارش‌های به ترتیب ۶۵۰۰ و ۸۷۰۰ هواپیما، آینده اقتصادی خود را تضمین کرده‌اند. این حجم از سفارشات معوق، نشان ‌دهنده جریان درآمد تضمین‌ شده حداقل برای دهه آینده است. با این حال، این پایه به ظاهر محکم، یک پارادوکس اقتصادی را پنهان می‌کند. واقعیت با کمبود شدید نیروی کار و طیف وسیعی از چالش‌های داخلی و خارجی که ثبات بلند مدت صنعت را تهدید می‌کنند، تضعیف می‌شود. به طور کلی، رسیدگی به این مسائل برای تضمین پایداری واقعی بخش هوافضا ضروری است.

 

چالش‌های عمده پایداری صنعت هوافضا

مسیر صنعت هوافضا به سوی آینده‌ای پایدار توسط تعاملات پیچیده‌ای از موانع زیست ‌محیطی، اقتصادی و سرمایه انسانی مسدود شده است. طبق تحقیقات انجام شده، سوخت پایدار هوانوردی در مقایسه با سوخت متعارف ۲ تا ۵ برابر گران‌تر است و این اختلاف هزینه، پیشرفت زیست‌ محیطی را در حال حاضر محدود می‌کند. با این حال، تکیه بر تولید و توسعه قطعات هوافضای ساخته شده از پلاستیک‌های گرید نظامی می‌تواند چالش‌های زیست محیطی پیش رو را رفع کند. از لحاظ اقتصادی و شکنندگی زنجیره تأمین نیز به دلیل کمبود مواد اولیه اصلی، مانند تیتانیوم که اجزای اصلی قطعات هواپیما مانند موتورها هستند، فرآیند تولید با تأخیر مواجه است. این امر بر اعتماد مشتری به صنعت تأثیر می‌گذارد و دلیل اصلی افزایش هزینه‌ها نیز است. یکی دیگر از محدودیت‌ها، بحران نیروی کار است. به این معنا که 29 درصد از نیروی کار در صنعت فنی هوافضا متعلق به گروه سنی 55 سال به بالا است که تهدیدی برای ظرفیت تولید و نوآوری محسوب می‌شود. این امر در نهایت منجر به ایجاد تنگناهایی در رشد صنعت می‌شود. به عبارت دیگر، یکی از مهم‌ترین تهدیدهای بلندمدت برای پایداری صنعت هوافضا، کمبود فزاینده نیروی کار است.

پیش‌ بینی‌های بخش تجاری ایالات متحده نشان می‌دهد که در دو دهه آینده به ۱۲۳۰۰۰ تکنسین جدید نیاز خواهد بود؛ تقاضایی که فشار جدی بر توانایی این صنعت برای حفظ سطح تولید فعلی وارد می‌کند، چه برسد به نوآوری برای آینده. این نگرانی چیزی بیش از یک نگرانی نظری است؛ یک تحلیل دانشگاهی که در مجله AIAA منتشر شده است نشان می‌دهد که تقریبا 30 درصد از نیروی کار فعلی هوافضا 55 سال یا بیشتر سن دارند که بر فوریت این موضوع تأکید می‌کند. بدون وجود نیروی کار ماهر، این صنعت در زمانی که تولید و نوآوری بیش از هر زمان دیگری حیاتی هستند، بدون شک با خطر رکود مواجه خواهد شد. در حوزه تکنولوژیکی هم ریسک برنامه جدید وجود دارد و اینکه توسعه هواپیماهای جدید یا فناوری هواپیما بسیار پرهزینه است زیرا باید قبل از تأیید برای تولید و تحویل، مقررات و بررسی‌های ایمنی بسیار سختی را پشت سر بگذارند. این بررسی دقیق باعث تأخیرهای چندین ساله خواهد شد.

 

چگونه به این چالش‌ها پرداخته می‌شود؟

چالش‌هایی که مانع رشد صنعت هوافضا می‌شوند، ازطریق یک استراتژی هماهنگ شامل اقدامات سیاسی، نوآوری در فناوری و سرمایه‌ گذاری کلی ساختاری مورد توجه قرار می‌گیرند. سیاست ReFuelEU Aviation اتحادیه اروپا نمونه بارزی از چگونگی تلاش دولت‌ها به منظور کاهش ریسک‌های سرمایه‌ گذاری در صنعت هوافضا است؛ رویکردی که احتمالا در سطح جهانی اتخاذ خواهد شد. این سیاست یک مکانیسم کششی را معرفی می‌کند که به طور مؤثر یک بازار تضمین ‌شده برای تولیدکنندگان سوخت پایدار هوانوردی ایجاد می‌کند. این استراتژی با ترکیب دستورالعمل‌ها با مشوق‌های هدفمند، به مقابله با موانع هزینه کمک می‌کند. مطالعات دانشگاهی از این رویکرد حمایت کرده و تأکید دارند که چنین سیاست‌هایی برای کاهش خطرات مالی مرتبط با فناوری‌ها و زیرساخت‌های جدید ضروری هستند. با کاهش عدم قطعیت، این ابتکارات همچنین صنعت را تشویق می‌کنند تا طرز فکر موسوم به "پریمیوم سبز" را در پیش بگیرند. پرمیوم سبز به معنای اولویت دادن به پایداری بلندمدت بر نگرانی‌های مربوط به هزینه‌های کوتاه‌ مدت است.

 

برای تثبیت زنجیره تأمین، تولیدکنندگان اصلی تجهیزات درحال سرمایه‌ گذاری در ادغام تأمین‌ کنندگان کلیدی با نیروی کار داخلی هستند تا ظرفیت و کیفیت کنترل را تضمین کنند. ان ادغام، جریان تولید را روان‌تر خواهد کرد زیرا زنجیره تأمین تحت کنترل پیمانکاران اصلی خواهد بود. با استفاده از این استراتژی، تأمین‌ کنندگان شکننده قطعات کلیدی به شرکای قابل اعتمادی تبدیل شده و یکپارچگی کلی اکوسیستم تولید را نیز تضمین می‌کنند. بحران نیروی کار نیازمند رویکردی چندسطحی برای پر کردن شکاف مهارتی است که می‌تواند برای صنعت ویرانگر باشد. یکی از این رویکردها شامل استفاده از هوش مصنوعی و سایر دوقلوهای دیجیتال است که تمرکز خود را از کلان‌ داده‌ها به کاربردهای عملی و دنیای واقعی در نگهداری و مهندسی تغییر می‌دهند. چنین بهینه ‌سازی طراحی و پیش‌ بینی نگهداری مبتنی بر هوش مصنوعی در مقالات کنفرانس IEEE بیان شده است. این رویکرد بهره ‌وری کلی نیروی کار را افزایش می‌دهد و همچنین با خودکارسازی وظایف روتین، خلأ موجود در شکاف مهارتی را پر می‌کند.